ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

19

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سر پيچيدند و از همراهى با او خوددارى كردند و با عمرو ، برادر حسان ، از در سازش در آمدند و گفت و گو كردند و قرار گذاشتند كه حسان را بكشند و او را به پادشاهى بنشانند . عمرو پيشنهادشان را پذيرفت و همه موافقت كردند جز ذو رعين حميرى كه او را از انجام چنين كارى منع كرد . ولى عمرو به دو گوش نداد و اندرزش را نپذيرفت . از اين رو ذو رعين نامه‌اى بر گرفت و نوشت : ألا من يشترى سهرا بنوم ؟ * سعيد من يبيت قرير عين فاما حمير غدرت و خانت * فمعذرة الإله لذى رعين ( زنهار ، كيست كه بيدارى را به بهاى خواب بخرد ؟ خوشبخت كسى است كه با دلى آسوده و خوابى آرام شب را به صبح مىرساند . پس چنانچه مردم حمير نيرنگى به كار بردند و خيانت كردند ، ذو رعين معذور خواهد بود . ) بعد ، اين نامه را بست و مهر كرد و پيش عمرو برد و به دو گفت : « اين را پيش خود نگاه دار . » او نيز چنين كرد . حسان ، همين كه شنيد برادرش عمرو و قبائل يمن بر ضد او شوريده‌اند ، به عمرو گفت : يا عمرو لا تعجل على منيتى * فالملك تأخذه به غير حشود ( اى عمرو براى نابودى من شتاب روا مدار زيرا اين